+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت
0:21 |
![]() ![]() ![]() ![]()
هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند٬ نگذران + نوشته شده توسط مهدی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت
0:15 |
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت
0:6 |
+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه سی ام آذر 1386 و ساعت
0:2 |
شبی پرسیدمش بابیقراری به غیر ازمن کسی رادوست داری؟ دوچشمش ازخجالت برهم افتاد میان گریه خویش گفت آری......... + نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت
23:59 |
If you still think something of me...
اگر هنوز درباره من فکر می کنی You know I'm still waiting for you... مطمئنا می دانی که هنوز منتظر تو هستم + نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت
23:54 |
زندگی افسانه افسانه هاست هر که دلبندد به آن دیوانه دیوانه هاست زندگی مرگ است مرگ است زندگی پس درود بر مرگ مرگ بر زندگی + نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت
8:23 |
خدمت خوبیش اینه که شعر و ...شعر زیاد یاد میگیری
آنان که علی خدای خود پنداشتن کفرش به کنار عجب خدایی داشتن خوبرویان جهان رحم ندارد دلشان باید از جان گذرد هرکه شود عاشقشان درمیان دوستان عقرب صفت زندگی با مار کبری آرزوست
+ نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت
8:19 |
فردا بخور بخوره
منم داره مرخصیم تموم میشه باید بر گردم پادگان
رفاقت با هر که کردم خصم مادرزاد شد آشیان هرجا گزیدم لانه صیاد شد آن رفیقی که با خون جگر پروردمش موقع مرگم سر دار آمدو جلاد شد + نوشته شده توسط مهدی در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت
8:8 |
با سلام خدمت تمام دوستان
بعد از مدتها دوباره اومدم خدمت از روزهای سختش در اومدو به روزای خوبش داره میرسه فقط هوا سرده. بهتره بگم من تو وزارت دفاع خدمت میکنم. پادگان خجیر که معروفه به جهنم سبز پادگانمون تو سرخه حصاره تو جاده جاجرود و آبعلی. الان تو ۱۱ ماه خدمت هستم . مثل برق داره میگذره. فقط دوستان برام دعا کنید.
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 و ساعت
7:38 |
|
|