در ۲۴ دی ماه ۱۳۶۶از آسمون بارون میبارید ولی در آسمون ابری نبود
اون چیزی که از آسمون می بارید بارون نبود بلکه اشک فرستگان بود
چون فرشته ای از بینشان کم شده بودو به زمین پیوست
در ۲۴ دی ۱۳۶۶ من به دنیا اومدم





![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

تولدم مبارک
در ۲۴ دی ماه ۱۳۶۶از آسمون بارون میبارید ولی در آسمون ابری نبود اون چیزی که از آسمون می بارید بارون نبود بلکه اشک فرستگان بود چون فرشته ای از بینشان کم شده بودو به زمین پیوست در ۲۴ دی ۱۳۶۶ من به دنیا اومدم تولدم مبارک + نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت
14:3 |
هم صدای باوفای من بیا آشنا با غصه های من بیا مانده ام در کوچه های بی کسی ای عزیز آشنای من بیا
+ نوشته شده توسط مهدی در دوشنبه دوازدهم دی 1384 و ساعت
13:41 |
میگن آدم برای رسیدن به عشقش باید قید دنیارو بزنه ؟ ولی تو که تمام دنیای منی چطور ازت بگذرم ؟
روزي كه دلم پيش دلت بود گرو دستان مرا سخت فشردي كه نرو روزي كه دلت به ديگري مايل شد كفشان مرا جفت نمودي كه برو + نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت
16:39 |
![]() دیگه طاقت شنیدن ندارم
طاقت بودن و دیدن ندارم دیگه طاقت اشاره ندارم چشمکای بی نشونه ندارم دیگه طاقت صداتو ندارم طاقت چشم سیاتو ندارم طاقت گوشه کنایه ندارم حرفای پر از گلایه ندارم دیگه طاقت بهارو ندارم تاخیرات سر قراروندارم دیگه طاقت سیاهی ندارم موندن توی دوراهی ندارم دیگه من طاقت موندن ندارم دیگه من توان خوندن ندارم دیگه طاقت خیانت ندارم مجازات بی شکایت ندارم + نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت
16:31 |
گفتم دل و دین بر سر راهت کردم هر چیز که داشتم نثارت کردم گفتا تو که باشی که کنی یا نکنی این من بودم که بیقرارت کردم + نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت
16:26 |
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت
11:11 |
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه یازدهم دی 1384 و ساعت
10:25 |
|
|