تبليغاتX
تک ستاره
۱۰۰۰بار۹۰۰جمله عاشقانه را در ۸۰۰ جای مختلف به ۷۰۰ زبان پیش ۶۰۰نفر مطرح کردم ۵۰۰نفر آنها ۴۰۰ جمله مرا به ۳۰۰ زبان در ۲۰۰ برگ ترجمه کردند ۱۰۰ بار برای تو در ۹۰ روز روزی ۸۰ دقیقه ۷۰ جمله را در ۶۰ دفعه در ۵۰ قطعه روزی ۴۰ مرتبه تکرار کردم ۳۰تای آنها را آموختی پس از ۲۰ دقیقه ۱۰ بار ۹ سوال کردم ۸مرتبه به ۷ سوال من ۶ جواب درست دادی در فاصله ۵ روز ۴ مرتبه تو را به ۳ جای مختلف دعوت کردم ۲ ساعت خواهش کردم ۱ بار بگویی دوستت دارم
+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه سوم مهر 1384 و ساعت 20:6 |
گفتم بیا دلبر من   گفتی خفه!!!

گفتم بیا پهلوی من    گفتی خفه!!!

گفتم بیا عاشقتم دوست دارم     گفتی خفه!!!

گفتم علی یارت باشه الله نگه دارت باشه   گفتی خفه!!!

گفتم تو همسرم میشم تو وصله تنم میشی     گفتی آره!!!

 گفتم خفه!!!

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه سوم مهر 1384 و ساعت 12:16 |

تو که بردی از دلم قرار من
بیا برگرد و بمون کنار من

                                     من می خوام ببینمت بهت بگم
                                     عزیزم فقط تویی بهار من

 

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه یکم مهر 1384 و ساعت 12:23 |

سرگرمی تو                 شده بازی با این دل غمگین و خستم

یادت نمی یاد                اون همه قول و قرارایی که با تو بستم

با این همه ظلم             تو ببین باز چه جوری پای این همه قول و قرار من نشستم

نشکن دلمو                  به خدا آهم میگیره دامنتوعاقبت یه روز

نگو بی خبری              نگو نمیدونی دلم پر ازیه نقرین سینه سوخت

نگو بی خبری              نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز

دیوونه نکن                دلم وآهم میگیره دامنتوعاقبت یه روز

نگو بی خبری              نگو نمیدونی دلم پر ازیه نقرین سینه سوخت

نگو بی خبری              نگو نمیدونی وقتی که نیستی گریه شده کاره این دل عاشق شب و روز

                 

+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه یکم مهر 1384 و ساعت 12:14 |

تو نگاهت عشقو ديدم , تپش قلبو شنيدم
توي جاده هاي احساس , من به عشق تو رسيدم
تو كتابا عشقو خوندم , عكس خورشيدو سوزوندم
جاي خورشيد تو كتابا , نقش چشماتو نشوندم
توي شبهاي من و تو , لب عاشق بي صدا نيست
توي دنياي من و تو , واسه غم ها ديگه جا نيست
تو همون عشقي كه با تو , بغض كينه ها مي ميره
از تو دستاي لطيفت , مرغ شادي پر ميگيره
تو نگاهت عشقو ديدم , تپش قلبو شنيدم
توي جاده هاي احساس , من به عشق تو رسيدم
تو كتابا عشقو خوندم , عكس خورشيدو سوزوندم
جاي خورشيد تو كتابا , نقش چشماتو نشوندم
اين نه شعري بي نشونه ,نه تب داغ شبونه
خون عشقه توي رگهام , كه از عاشقي مي خونه
اي تو تنها خواهش من , گرمي نوازش من
سر رو سينه هات مي ذارم ,اي همه ارامش من
تو نگاهت عشقو ديدم , تپش قلبو شنيدم
توي جاده هاي احساس , من به عشق تو رسيدم


+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه یکم مهر 1384 و ساعت 12:6 |

يكي را دوست مي دارم ، ولي افسوس او هرگز نمي داند
نگاهش مي كنم ،شايد بخواند از نگاه من ، كه او را دوست دارم
ولي افسوس او هرگز نگاهم را نمي خواند ‹ و ا ي ›
به برگ گل نوشتم من ، كه او را دوست مي دارم
ولي افسوس ، او گل را به زلف كودكي آويخت ، تا او را بخنداند
صبا را ديدم و گفتم صبا ، دستم به دامانت
بگو از من به دلدارم ، تو را من دوست مي دارم
ولي ناگه ، ز ابر تيره برقي جست و روي ماه تابان را بپوشانيد
من به خاكستر نشيني ، عادت ديرينه دارم
سينه مالا مال درد ، اما دلي بي كينه دارم
پاكبازم من ولي ، در آرزويم عشق بازي
مثل هر جنبنده اي ، من هم دلي در سينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
در كدامين مكتب و مذهب ، جرم است پاكبازي
در جهان ، صدها هزاران پاكباز ، در سينه دارم
كار هر كس نيست مكتب داري اين پاكبازان
هديه از سلطان عشق ، بر هر دو پايم پينه دارم
من عاشق ، عاشق شدنم
من از بيراهه هاي هله بر مي گردم و آواز شب دارم
هزار و يك شبي ديگر ، نگفته زير لب دارم
مثال كوره مي سوزد تنم از عشق ، اميد طَرب دارم
حديث تازه اي از عشق مردان حَرب دارم
من عاشق عاشق شدنم ، من عاشق عاشق شدنم
من به خاكستر . . .


+ نوشته شده توسط مهدی در جمعه یکم مهر 1384 و ساعت 12:1 |


Powered By
BLOGFA.COM