تبليغاتX
تک ستاره

اینم برای اونایی که عکس متحرک میخواستن!!!!

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و هشتم خرداد 1384 و ساعت 17:22 |
  من با تو نگویم که تو پروانه ی من باش                       

چون شمع بیا روشنی خانه من باش

در کلبه ی من رونق اگر نیست صفا هست

تو رونق این کلبه کاشانه ی من باش

دانی که شدم خانه خراب تو حبیبا

اکنون دگر آبادی ویرانی من باش

لطفی کن و در خلوت محزون من ای دوست

آرام قرار دل دیوانه من باش

ای دوست چه خوب است که روزی تو بگویی

امید بیا با من وپروانه من باش

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و هشتم خرداد 1384 و ساعت 17:18 |

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا

+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و هشتم خرداد 1384 و ساعت 17:9 |
+ نوشته شده توسط مهدی در شنبه بیست و هشتم خرداد 1384 و ساعت 17:5 |
+ نوشته شده توسط مهدی در چهارشنبه بیست و پنجم خرداد 1384 و ساعت 17:47 |

گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق تو فاصله ای نیست .

گفتم که کمی صبر کن وگوش به من کن گبتی کن نه باید بروم حوصله ای نیست.

پرواز عجب عادت خوبیست ولی حیف تو رفتی و دگر اثر از چلچله ای نیست.

گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست.

رفتی تو خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسئله ای نیست.

شب و با خیال تو  

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384 و ساعت 21:59 |
 

دلم ویران شدو دستی تکان دادی خداحافظ

خوشم آن دورها بی یاد من شادی خداحافط

دوباره بر نگاه عشق من دل می دهی یک شب

و میدانم که در دل وادن استادی خداحافط

اگرهم بر نگردی می نشینم پای چشمانت

تو با نبض دلم هر لحظه همزادی خداحافظ

دوباره خوردن سیب گناه عشق ممنوع شد

از آن سیبی که من خوردم خودت دادی خواحافظ

هبوط قلب تو در قلب من یک روز تاریخی است

تو معنای عزیز روز میلادی خداحافظ

دل توخنده تو چشمهای تو

می تونستن نزارن

شبهارو باور بکنم/

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384 و ساعت 21:54 |

تو چطور می گی که من برای تو کم بودم منی که عاشقترین عاشق عالم بودم

تو فقط دیده گریون خواستی من برات قلب پراز خون بودم آخه تو فقط یه عاشق خواستی اما من گذشته از

جون بودم

تازه انگار داره باورم می شه من و تو سایه و نوریم باهم و از هم چه دوریم

تو فقط دست نوازش خواستی من سراپا غرق خواهش بودم آره توفقط یه دل سپرده خواستی چه کنم که

سرسپردت بودم

توهمیشه در پی بهانه ها منم من حدیث سازش بودم تا که هرگز کسی عاشقت نشه واسه مردم درس عبرت

بودم

منی که ساده به خاک افتادم بایدم ساده بدی بر بادم

راستی لعنت به من دیوونه که به تو قلبم و چه راحت دادم

فرق بین ما یه دنیاست.      

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384 و ساعت 21:40 |
 

عشق هم وصله ناجوری بود

روی پیراهن بیرنگ دلم

همه آبادی فهمیدند

که چه اندازه دلم مجنون است

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384 و ساعت 21:27 |

تو می گفتی که گناه مقدسه

اول وآخر هر عشق هوسه

اگه می شد چی می شد یه کسی پیدا می شد

دلم عاشقش می شد

زندگیم قشنگ می شد

روز من شب نمی شد

آخ اگه می شد چی می شد

+ نوشته شده توسط مهدی در سه شنبه بیست و چهارم خرداد 1384 و ساعت 21:25 |
eshgh az doosti porsid: tafavote mano to dar chist? doosti goft man digaran ra be salami ashna mikonam to be negahi ... man ananra ba doroogh joda mikonam to ba marg

Midooni Faseleye Beyne Angosht'hat Vaseye Chie ??? Vaseye Inke Ye Nafare Dige Ba Angosht'hash In Jaye Khali Ro Por Kone Pas Be Donbale Dasti Bash Ke Ta Abad Betoone Dastet Ro Begire

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384 و ساعت 18:6 |

گفتند کدامين عشق؟ گفتيم صميمانه
گفتند که دوستی چه؟ گفتيم رفيقانه
گفتند سخن را چه؟ گفتيم اديبانه
گفتند به کوی دوست؟
گفتيم ذليلانه
گفتند که دنيا چه؟ گفتيم نمی مانه
گفتند کدامين مرگ؟ گفتيم غريبانه

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384 و ساعت 18:0 |
الهی آنکس که در تنها ترین تنهاییم

تنهای تنهایم گذاشت

الهی که تنها ترین تنها کسش

در تنها ترین تنهاییش

تنهای تنهایش گذارد

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384 و ساعت 13:34 |
روزي روزگاري در جزيره اي زيبا تمام حواس زندگي مي کردند؛غم,شادي,غرور,ثروت,عشق و... .
روزي خبر رسيد که قرار است تمام جزيره به زير آب برود؛پس تما اهل جزيره قايقهاي خود را مرمت کردند تا راهي شوند.اما عشق راضي به ترک جزيره نشد !چرا که او عاشق جزيره بود!
آن لحظه فرار رسيد و تمام جزيره به زير آب رفت!عشق ازغرور که با کرجي زيبا عازم مکاني امن بود کمک خواست و گفت:غرور ممکن است مرا با خود ببري؟
غرور گفت:نه تمام بدنت خيس و کثيف شده است و قايقم را کثيف مي کني!
غم در نزديکي عشق بود؛عشق به او گفت.غم؛آيا تو مرا با خود مي بري؟
غم با صدايي حزن آلود گفت:آه عشق من خيلي غمگينم و احتياج دارم تا تنها باشم!
پس اينبار عشق به سراغ ثروت رفت و به او گفت:آيا مي توانم با تو همسفر شوم؟
ثروت گفت:قايق من پر از طلا و جواهر است و ديگر جايي براي تو نيست!
عشق اينبار از شادي کمک خواست.اما شادي آنقدر غرق در شادي و نشاط بود که حتي صداي عشق را نيز نشنيد.
ناگهان صدايي مسن و خسته گفت:بيا عشق من تورا با خود خواهم برد!!!!
عشق از خوشحالي فراوان خود را به داخل قايق انداخت.عشق آنقدر خوشحال بود که يادش رفت حتي نام ياريگرش را بپرسد!
آنها به خشکي رسيدند و پيره مرد به راه خود رفت!وتازه عشق فهميد که حتي نام آن پيرمردرا هم نمي داند.
از پيره ديگري پرسيد آيا تو او را مي شناسي؟گفت :آري او زمان است!
عشق با تعجب گفت:زمان؟!!!!
پيرمرد گفت:آري زمان؛چراکه تنها او قادر به عظمت عشق است!!!!!

+ نوشته شده توسط مهدی در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1384 و ساعت 13:26 |


Powered By
BLOGFA.COM